حديث هاي گهرباري كه از حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام نقل شده متأسفانه تعداد اندكي از آن ها به دست ما رسيده است كه تعدادشان از پنج عدد تجاوز نمي كند. احاديثي كه آن حضرت نقل كرده و با سلسله سند خود، به حضرت فاطمه زهرا عليها السلام مي رسند، عبارت اند:


۱. حديث غدير و حديث منزلت

حَدَثتنا فاطمة بنت علي بن موسي الرضا عليه السلام حدثتني فاطمة وزينب و ام كلثوم بنات موسي بن جعفر عليهما السلام قلن: حدثتنا فاطمة بنت جعفر بن محمّد الصادق عليه السلام حدثتني فاطمة بنت محمّد بن علي عليهما السلام حدثتني فاطمة بنت علي بن الحسين عليهما السلام حدثتني فاطمة و سكينة ابنتا الحسين بن علي عليهما السلام عن ام كلثوم بنت فاطمة بنت النبي صلي الله عليه وآله، قالت: «أنسيتم قول رسول الله يوم غديرخم: من كنت مولاه فعليٌ مولاه و قوله: أنت منّي بمنزلة هارون من موسي عليه السلام(1)؛ آيا فراموش كرده ايد سخن رسول خداصلي الله عليه وآله وسلم را در روز غدير خم كه فرمود: من مولاي هر كه هستم، علي هم مولاي اوست. و فرمود: تو (علي) براي من همانند هارون براي موسي عليه السلام هستي».


۲. بشارت به شيعيان علي عليه السلام

به همان سندي كه گذشت، حضرت فاطمه معصومه عليها السلام از فاطمه زهرا عليها السلام روايت كرده: «سمعت رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم يقول:لمّا أُسري بي الي السماء دخلت الجنة فاذا انا بقصر من درّة بيضاء مجوّفة و عليها بابٌ مكلّل، بالدُّر والياقوت، و علي الباب ستر: فرفعت رأسي فاذا مكتوبٌ علي الباب: لا إله إلاّ الله، محمّد رسول الله، عليٌ وليّ القوم. واذا مكتوبٌ علي الستر: بخٍ بخٍ من مثل شيعة علي عليه السلام.

فدخلته فإذا أنا بقصرٍ من عقيق احمر مجوف وعليه بابٌ من فضة مكلّل بالزبرجد الأخضر، و اذاً علي الباب الستر، فرفعت رأسي، فاذاً مكتوبٌ علي الستر، شيعةُ عليٍ هم الفائزون.

فقلتُ: حبيبي جبرئيل لمن هذا؟ فقال: يا محمّد لابن عمّك ووصيّك عليّ بن ابي طالب عليه السلام.

يحشر الناس كلهم يوم القيامة حفاة عراة إلاّ شيعة علي عليه السلام يدعي الناس بأسماء أُمّهاتهم إلاّ شيعة علي عليه السلام فانهم يدعون باسماء آبائهم.

فقلت حبيبي جبرئيل: وكيف ذاك؟ قال: لأنهم أحبّوا عليّاً فَطاب مولدُهم(2)؛

حضرت فاطمه زهرا عليها السلام فرمود: پدرم رسول خداصلي الله عليه وآله وسلم فرمود: شبي كه مرا به آسمان – معراج – بردند داخل بهشت شدم. در آنجا قصري از درّ سفيد ديدم كه وسط آن خالي بود. آن قصر دري داشت كه با درّ و ياقوت مزيّن شده وروي آن پرده اي بود. وقتي سرم را بلند كردم، ديدم بربالاي آن نوشته شده بود: «لااله الا الله»، «محمّد رسول الله، عليّ ولي القوم؛ خدايي جز الله نيست، محمّد فرستاده خدا و علي سرپرست قوم مسلمانان است». به روي پرده نوشته بودند: به به، چه كسي همسنگ شيعه علي است. وقتي داخل قصر شدم، قصري ديدم از عقيقي سرخ كه وسط آن نيز خالي بود، اين قصر نيز دري داشت از نقره كه با پرده اي از زبرجد سبز زينت شده بود. سرم رابلند كردم، ديدم برفرازش نوشته اند: «محمّد رسول خداست و علي ،وصيِّ مصطفي صلي الله عليه وآله وسلم است». بر روي پرده نوشته بودند: «شيعيان علي عليه السلام را بهحلال زادگي بشارت بده».

وقتي داخل شدم با قصري ديگر روبرو شدم كه از زمرّد سبز بود وزيباتر از آن هرگز نديده بودم. اين قصر، دري داشت از ياقوت سرخ كه با لؤلؤ زينت شده بود وبرفراز آن در، پرده اي آويخته شده بود كه بر آن نوشته بودند: «شيعيان علي عليه السلام رستگارند». گفتم: اي حبيب من جبرئيل! اين كاخ از آن كيست؟ پاسخ داد: اي محمّدصلي الله عليه وآله وسلم! اين قصر براي پسر عمّ و وصيِّ تو، علي بن ابي طالب عليه السلام است.

مردم در روز قيامت، همگي عريان وبرهنه محشور مي شوند، مگر شيعيان علي عليه السلام و همه را به اسم مادرانشان صدا مي زنند، مگر شيعيان علي عليه السلام كه به اسم پدرانشان صدا زده مي شوند. پرسيدم: حبيبم جبرئيل! چرا اين گونه مي شود؟ فرمود: چون علي عليه السلام را دوست داشتند، لذا حلال زاده اند».


۳. ثواب دوستي آل محمدصلي الله عليه وآله وسلم

عن فاطمة موسي بن جعفر عليه السلام… عن فاطمة بنت رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم قالت: قال رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم: ألا من مات علي حُبّ آل محمّد ماتَ شهيداً(3).

زمخشري اين حديث را دركتاب خود با تفصيل بيشتري بيان نموده و دنباله حديث را چنين نوشته است:

«ألا و من مات علي حبّ آل محمّدصلي الله عليه وآله وسلم بَشَّرهُ مَلك الموت بالجنَّة ثم منكر ونكير.

ألا و من مات علي حبّ آل محمّدصلي الله عليه وآله وسلم يَزف الي الجنّة كما تزف العروس اليبيت زوجها.

ألا ومن مات علي حبّ آل محمدصلي الله عليه وآله وسلم فتح له في قبره بابان الي الجنّة.

ألا ومن مات علي حبّ آل محمّدصلي الله عليه وآله وسلم جعل الله قبره مزار ملائكة الرحمة.

ألا ومن مات علي حبّ آل محمّدصلي الله عليه وآله وسلم مات علي السنّة والجماعة.

ألا ومن مات علي بغض آل محمّدصلي الله عليه وآله وسلم جاء اليوم القيامة(مكتوباً) بين عينيه آيس من رحمةاالله.

ألا ومن مات علي بغض آل محمّدصلي الله عليه وآله مات كافراً؛ ألا و من مات علي بغض آل محمّد لم يشم رائحة الجنّة»(4).

آگاه باشيد هر كس بر محبّت آل محمّدصلي الله عليه وآله وسلم بميرد، ملك الموت ونكير ومنكر او را به بهشت بشارت مي دهند و همانند عروسي كه او را براي خانه شوهرزينت داده اند او را براي بهشت زينت مي دهند وزماني كه او را در قبر مي گذارند، دو در از درهاي بهشت گشوده مي شود و قبر او محل رفت وآمد ملائكه رحمت مي گردد. هر كس بر حبّ محمّد و آل محمّدصلي الله عليه وآله وسلم بميرد، بر سنّت و جماعت مرده است(5).

آگاه باشيد هر كس كه بر بغض آل محمّدصلي الله عليه وآله وسلم بميرد، روز قيامت مي آيد، در حالي كه بين دو چشم او نوشته شده است: «مأيوس از رحمت خدا» و به حال كفر مي ميرد وهرگز بوي بهشت را استشمام نمي كند».


۴. قم، مركزيت تشيع

زماني كه حضرت معصومه عليها السلام در ساوه بيمار مي شود، به اطرافيان خود مي فرمايد: مرا به قم ببريد. آن گاه اين روايت را بيان مي نمايد: «از پدرم شنيدم كه فرمود: قم مركز شيعيان است»(6).

پی نوشت ها:

۱) احقاق الحق و ازهاق الباطل» مرعشي تستري، نورالله، تهران، كتابفروشي اسلاميه، 382 ه .ق.، ج 6، ص 282؛ «عوالم العلوم والمعارف والاحوال من الآيات والاخبار والاقوال امام موسي بن جعفر عليه السلام» بحراني، شيخ عبدالله، چاپ اول، قم، مؤسسه امام مهدي(عج)، 1409 ه .ق.، ج 21، ص 354، ح 2؛ «الغدير في الكتاب والسنة والادب» اميني نجفي، علامه عبدالحسين، چاپ سوم، لبنان، دارالكتب العربية، 1387 ه .ق.، ج 1، ص 179.
۲) عوالم العلوم» ج 21، ص 352، ح 1؛ «بحارالانوار» ج 68، ص 77 و ح 15، ص 76.
۳) عوالم العلوم» ج 21، ص 354ح 3؛ «سيده عش آل محمدصلي الله عليه وآله وسلم» هاشمي، ابوالحسن، چاپ اول، قم، ناشر: مؤلف، ص 110. اين حديث، بر روي ضريح قبلي آن حضرت، با سلسله راويانش، حك شده بود.
۴) تفسير كشّاف» زمخشري، محمد ابن عمر، 4 جلد، انتشارات بلاغت، ج 4، ص 220، ذيل آيه «قل لااسألكم عليه اجراً…».
۵) عامل حقيقي به سنّت محمدي و جماعت حق (كه جمع واتحاد بر ولايت علي عليه السلام و آل او باشد) شيعيان هستند.
۶) منتخبي از كتاب درياي سخن» سقازاده تبريزي، ص 28، ضميمه كتاب: «زندگاني حضرت معصومه عليها السلام و تاريخ قم» منصوري، مهدي، چ 5، قم، انتشارات علمي است.