بدون ترديد از عوامل مهمّ قرب به خداي متعال محبّت و دوستي پيامبر اكرم، حضرت محمد صلي الله عليه و آله و امامان معصوم عليهم السلام و فرزندان و ذراري آن بزرگواران است.

اين موضوع مستفاد از قرآن و سنّت است؛ اما از قرآن، آيات زيادي بر آن دلالت دارد و روشن ترين آيات، اين آيه شريفه است كه مي فرمايد: «قُل لا اسئلكم عليه اجراً الّا المودة في القربي»؛(1) «ايپيامبر به مردم بگو من از شما درخواست هيچ اجر و مزدي براي رسالتم نمي كنم جز محبت و دوستي با خويشانم».

روايات زيادي هم در اين زمينه وارد شده است كه مضمون آنها اين است كه پيامبر اكرم و امامان عليهم السلام از مردم خواسته اند كه به فرزندان آنان دوستي نمايند. ما يك روايت را در اينجا ذكر مي كنيم.

از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله روايت شده است كه فرمودند: «احبّوا الله لما يغذوكم من نعمته و احبّوني لحبّ الله و احبّوا ذريتي لحبّي اياهم؛(2) خدا را دوست بداريد! به خاطر نعمتهايي كه به شما ارزاني داشته است و مرا هم دوست بداريد! به جهت دوستي با خدا (چون من پيامبر الهي هستم) و با فرزندان من دوستي نماييد! چون من آنها را دوست دارم».

از متون بسياري از زيارات امامان و فرزندان آنها نيز همين مطلب استفاده مي شود؛ مثلاً در زيارت عاشورا آمده است: «اتقرّب الي الله بحبكم و البرائة من اعدائكم؛(3) تقرب مي جويم به خداوند، به واسطه دوستي با شما و بيزاري جستن از دشمنان شما».

زيرا پيامبر عظيم الشأن و امامان معصوم عليهم السلام و فرزندان بزرگوار آنان وسايط فيض الهي هستند و خداوند متعال به واسطه آنان بر تمام انسانها و كل عالم هستي فيض بخشي مي كند و هر اندازه اي كه انسان به خدا ايمان داشته باشد و به خداوند عشق بورزد، بايد به همان نسبت اولياي الهي را دوست بدارد.

اين محبت و دوستي كه از مطالبات خدا و پيامبر و امامان معصوم عليهم السلام است، نصيب كسي مي شود كه عظمت خداو پيامبران و ساير اولياي خدا را درك كند و آنان را بيشتر بشناسد؛ زيرا محبت فرع بر معرفت است. اگر معرفت نباشد و يا از انسان سلب شود، محبت هم از بين مي رود؛ چنان كه در زيارت حضرت فاطمه معصومه عليها السلام آمده است: «و ان لا يسلبنا معرفتكم انّه ولي قدير؛(4) از خداي ولي و قدير مي خواهم كه معرفت شما خانواده را از من سلب نكند».

معرفت و شناخت مقامات معنوي و بلندي شأن اولياي الهي، عطيه و اكرامي است از جانب خداوند متعال؛ چنان كه در زيارت شريف عاشورا مي خوانيم: «فاسئل الله الذي اكرمني بمعرفتكم و معرفة اوليائكم و ارزقني البرائة من اعدائكم ان يجعلني معكم في الدنيا و الاخرة؛(5) از آن خدايي كه مرا به شناخت و اعتقاد به شما خانواده اكرام كرده و بيزاري از دشمنانتان را به من روزي كرده است مسألت مي كنم كه مرا در اين دنيا و آخرت با شما قرار دهد».

به طور مسلم يكي از راههاي تحصيل معرفت نسبت به اوليا، تأمل و مطالعه در شرح حال و سيره و زندگاني آنان است و نيز توجه به مقامات معنوي و فضايل اخلاقي و مناقبي، مانند: معجزات و كرامات آنان است.

اين نوع از معرفت، علاوه بر اينكه در اصل محبت و ازدياد آن اثري مهم دارد، موجب تربيت و الگو گرفتن از آنان نيز مي گردد؛ زيرا هيچ كس نمي تواند به تربيت صحيح و سعادت و كمال برسد، مگر از راه الگو پذيري از كساني كه خود به مقام قرب الهي نايل آمده باشند و از طريق اصلاح خود به هدف نهايي رسيده باشند.

يكي از بزرگان درباره معرفت اولياي بزرگ الهي و مراتب آن، مطلبي دارد كه ذكر آن در اينجا مناسب است: «معرفت ائمه عليهم السلام مراتبي دارد: اول، احاطه به مقام ايشان است، كما هو حقه و اين مرتبه در حيّز افهام ما نيست. مرتبه ثانيه، اطلاع بر اسرار و سراير و وقوف بر بواطن و ضماير ايشان است؛ به حدي كه طاقت بشري اقتضا كند. اين هم مراتبي دارد و مقول بالتشكك است و اين درجه ظاهراً صحيح است. خصصين شيعه و صديقين اولياست.

مرتبه ثالثه، اطلاع بر مراتب كمالات و مدارج مقامات عاليه ايشان است؛ چنان كه از اخبار اهل بيت و آثار شريفه ايشان ظاهر مي شود، از علم و حلم و تقوا و شجاعت و سماحت و احتياج خلق در جميع امور به ايشان و وساطت ايشان، در صدور فيوض الهيه و مراتب ربانيه و اينكه امامت بر جميع ما في الوجود دارند».(6)

اگر چه مرتبه اعلاي معرفت به پيامبر و امامان معصوم عليهم السلام و ساير اولياي الهي از قدرت ما خارج است، اما با كوشش و مجاهده مي توان بر مقامات بلند معنوي و كرامت و وساطت آنان در فيض الهي رسيد؛ زيرا بسياري از ابزارهاي معرفت، به واسطه روايات خود ايشان در اختيار ما شيعيان قرار دارد كه با مطالعه مي توان به اين هدف رسيد و از اين راه محبت بيشتر آنها را تحصيل كرد. از جمله اين بزرگان، سيده جليله فاطمه معصومه عليها السلام دختر بزرگوار حضرت امام موسي بن جعفر عليه السلام است كه اين مقاله در صدد برآمده است تا گوشه اي از مقامات معنوي و فضايل و مكارم روحاني آن بانوي بزرگ اسلام را كه فرزند امام و خواهر امام و عمه امام است، بيان نمايد.

اين بانوي بزرگ در عظمت و بلنداي معنويت در حد بانوان بزرگ اسلام است و لقب او (معصومه) نشان دهنده اوج عظمت و بزرگي اوست و اخبار و روايات و نيز قراين و شواهد موجود در زندگي ايشان بيان كننده كمالات و فضايل نفساني و مقامات معنوي براي ايشان است كه در بدنه اصلي اين مقاله به آنها پرداخته شده است.

ذكر نسب فاطمه معصومه عليها السلام

نام آن حضرت، فاطمه و ملقب به معصومه است و پدر آن بزرگوار، امام موسي كاظم عليه السلام و مادر آن حضرت، نجمه خاتون كه قبر شريفش در مدينه طيبه است، مي باشد. ايشان و برادرشان، حضرت امام علي بن موسي الرضا از يك مادر بودند، چنان كه از كتاب «دلائل الامامة» طبري مازندراني استفاده مي شود. وقتي كه فرزندان امام موسي عليه السلام را ذكر مي كند، مي گويد: «علي الرضا عليه السلام و فاطمة لامٍ».(7)

ولادت با سعادت آن حضرت به نقل كتاب «نزهة الابرار في نسب اولاد الائمة الاطهار» روز دوشنبه اول ماه ذي قعدة سال يكصد و هفتاد و سه واقع شده است. بنابراين، عمر شريفش 27 سال بوده كه در سال دويست و يك از هجرت، روز دهم ربيع الثاني در قم از دنيا رفته است. امام كاظم عليه السلام اختيار ازدواج دخترهاي خود را به فرزندش، علي بن موسي الرضا عليه السلام داده بود؛ چنان كه در كافي مذكور است كه حضرت موسي بن جعفر عليه السلام در وصيت نامه خود نوشته بود كه شوهر ندهد احدي دخترهاي مرا نه عموهاي آنها و نه برادرهاي آنها، مگر با مشورت فرزندم علي و اگر برادري بخواهد خواهر خود را كه از مادر يكي باشند، شوهر دهد بايد با مشورت و رأي و امر فرزندم علي باشد؛ زيرا كه او ابصر و بينا است به مناكح قوم خود و او به هر كس صلاح دانست، شوهر دهد و اگر نه، شوهر ندهد و به دخترهاي خود همين گونه كه نوشته ام به آنها نيز وصيت نموده ام. پس معلوم مي شود كه از براي آن مخدّره كفوي و همسري پيدا نشده، لهذا حضرت امام رضا عليه السلام او را شوهر نداد.(8) نه تنها سيده جليله، فاطمه دختر امام موسي عليه السلام ازدواج نكرده است، بلكه ساير دختران امام موسي عليه السلام ازدواج نكرده بودند. صاحب تاريخ قم نيز به اين مطلب اشاره نموده است و درباره دختران رضائيه فرموده است: «چنين رسيده كه رضائيه دختران خود را شوهر نمي دادند؛ زيرا كه هم كفوي براي ايشان نمي يافتند و موسي بن جعفر عليه السلام را بيست و يك دختر بوده، از اين جهت هيچ يك را به شوهر ندادند».(9)

روشن است كه خود اين مطلب دليل و شاهدي است قوي بر عظمت و جلالت بي بي فاطمه معصومه عليها السلام كه همتايي براي ايشان در ازدواج نبوده است.

مساوات زنان و مردان براي رسيدن به كمال

از آنجايي كه بدنه اصلي اين نوشتار تبيين و روشن كردن مقامات معنوي عليا مخدره فاطمه معصومه عليها السلام است، لازم است به اين مطلب توجه كنيم كه ديدگاه اسلام درباره كمال نهايي زنان چيست؟ آيا در مسأله رسيدن به كمال بين مردان و زنان فرقي وجود دارد؟

اگر چه بين مرد و زن از لحاظ جسمي و روحي تفاوتهايي وجود دارد و بر اساس اين تفاوتها از لحاظ حقوقي نيز تفاوتهايي بين آنان هست، مانند اينكه زنان ولايت بر فرزندان ندارند، ولي مرد داراي ولايت است؛ امامت و رهبري جامعه و قضاوت بين مردم با مردان است، نه زنان و … و اين تفاوت مقتضاي نظام احسن و اتم است كه بر جهان آفرينش حاكم است و دست قدرت الهي در خلقت و ساختمان وجودي و جسم و جان مردان و زنان قرار داده است؛ اما آنچه مسلم است و متون ديني، مانند: قرآن و روايات به آن تصريح نموده اند، اين است كه از لحاظ معنوي و امكان رسيدن به كمال و سعادت نهايي كه قرب الهي است و نيز برخورداري از نعم الهي، زنان و مردان مانند يكديگرند؛ يعني هم زن مي تواند با ايمان به خداي متعال و روز قيامت و اطاعت خالص از خداوند متعال به مقام قرب الهي برسد و هم براي مردان راه كمال و سعادت حقيقي هموار است.

قرب الهي كه كمال نهايي انسان است، هدف اصلي آفرينش انسانيت انسان است و اختصاصي به هيچ يك از مردان و زنان ندارد؛ زيرا انسانيت حقيقت مشترك بين آنان است و قرآن كريم بر اين مطلب تصريح كرده است. به بعضي از آيات در اين بحث اشاره مي كنيم.

«انّ المتقين في جنات و نهر في مقعد صدق عند مليك مقتدر»؛(10) «به درستي كه پرهيزكاران (كمال يافتگان) در بهشتها و جويبارهاي بهشت اند، در جايگاه راستي در نزد پادشاهي مقتدر و توانا».

«من عمل صالحا من ذكر او انثي و هو مؤمن فلنحيينّه حياة طيّبة ولنجزينهم اجرهم باحسن ما كانوا يعملون»؛(11) «هر كس عمل صالح و شايسته اي انجام دهد، خواه مرد باشد يا زن، در حالي كه مؤمن است، او را به حياتي پاك زنده مي داريم و حتماً آنان را به بهترين جزاها در مقابل عملشان پاداش خواهيم داد».

نمونه هايي از زنان كامل

و در اين راستا، در طول تاريخ، زنان بسياري به مرحله بالايي از علم و دانش و معرفت و ايمان به خداي متعال رسيدند و در راه فضيلت و كمال گامهاي استواري برداشتند و با كوشش و مجاهدت به مقام قرب الهي نايل آمدند كه بعضي از نمونه هاي آن را خداوند در قرآن بيان كرده است تا الگويي براي انسانهاي بعدي قرار گيرند، مانند: حضرت مريم، مادر عيسي مسيح عليهما السلام كه خداوند شهادت به طهارت و عصمت او داده است، آنجا كه مي فرمايد: «يا مريم انّ الله اصطفاك و طهرك و اصطفاك علي نساء العالمين»؛(12) «اي مريم! محققاً خداوند تو را برگزيده و پاكيزه نموده و تو را بر زنان همه عالم اختيار كرده است».

نمونه ديگر آسيه دختر مزاحم، همسر فرعون است كه با مريم عليها السلام به عنوان دو مثال و الگوي كامل براي مؤمنان در قرآن با هم ذكر شده اند و خداوند از اين دو زن تعريف و تمجيد كرده است و مي فرمايد: «و ضرب الله مثلا للذين آمنوا امرأة فرعون اذ قالت رب ابن لي عندك بيتا في الجنة و نجّني من فرعون و عمله و نجّني من القوم الظالمين»؛(13) «خداوند مثالي براي مؤمنان زده به همسر فرعون در آن هنگام كه گفت: پروردگارا! خانه اي براي من نزد خودت در بهشت بساز و مرا از فرعون و عملش نجات بده و مرا از قوم ظالم رهايي بخش».

اين بانو در خانه يكي از جبّارترين ستمكاران تاريخ است. هنگامي كه معجزه موسي عليه السلام را در مقابله با ساحران مشاهده كرد، اعماق قلبش به نور ايمان روشن شد و از همان لحظه به موسي عليه السلام ايمان آورد. او پيوسته ايمان خود را مكتوم كرد، ولي فرعون از ايمان او باخبر شد. بارها او را نهي كرد و اصرار داشت كه دست از دامن موسي عليه السلام بردارد، ولي اين زن با استقامت تسليم خواسته هاي او نشد و سرانجام فرعون دستور داد دست و پاهايش را با ميخها بستند و زير آفتاب سوزان قرار دادند و سنگ عظيمي بر سينه او نهادند. هنگامي كه آخرين لحظه هاي عمرش را مي گذرانيد، دعايش اين بود كه پروردگارا! براي من در بهشت خانه بساز و من را از دست فرعون و عملش نجات بده.(14)

خداوند دعاي او را مستجاب كرد و او را در رديف بهترين زنان جهان، مانند: مريم عليها السلام قرار داد؛ چنان كه در همين آيات در رديف وي قرار گرفته و به عنوان الگو معرفي شده است. از نمونه هاي بارز زنان به كمال رسيده، دو بانوي بزرگ اسلام: حضرت فاطمه زهرا عليها السلام دختر رسول اكرم صلي الله عليه و آله و مادر بزرگوار آن حضرت، خديجه كبري عليها السلام دختر خويلد است كه روايات زيادي درباره آنها وارد شده است.

سيوطي در «درّ المنثور» از ابن عباس روايت كرده است كه پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: «افضل نساء اهل الجنّة خديجة بنت خويلد و فاطمة بنت محمد صلي الله عليه و آله و مريم بنت عمران و آسية بنت مزاحم امرأة فرعون مع ما نصّ الله علينا من خبرهما في القرآن و قال ربّ ابن لي بيتا في الجنّة».(15)

طبرسي در «مجمع البيان» از ابي موسي از پيامبر صلي الله عليه و آله روايت كرده است كه فرمود:

«كمل من الرجال كثير و لم يكمل من النساء الّا اربعة آسية بنت مزاحم امرأة فرعون و مريم بنت عمران و خديجة بنت خويلد و فاطمة بنت محمد صلي الله عليه و آله؛(16) مردان زيادي در طول تاريخ به كمال رسيدند و از زنان به مرتبه عاليه كمال نرسيدند، مگر چهار زن: آسيه همسر فرعون و مريم دختر عمران و خديجه دختر خويلد و فاطمه دختر محمد صلي الله عليه و آله».

حصري كه در اين روايت آمده، منافاتي با مطلب ما ندارد؛ زيرا ممكن است مراد اين باشد كه اين چهار زن به عالي ترين مقام قرب الهي رسيده اند و به مقام بلند عصمت نايل آمده اند. بنابراين، منافاتي با اينكه همه زنان عالم مي توانند به كمال برسند ندارد.

قطعاً افضل و اشرف از اين چهار بانوي بزرگ و همه زنان عالم از اولين و آخرين، فاطمه زهرا عليها السلام دختر بزرگوار پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله است و اين مطلب نزد ما شيعيان جاي هيچ گونه ترديدي ندارد و اخبار و روايات بر اين مطلب دلالت مي كند؛ علاوه بر اينكه خداوند سوره مباركه هل اتي و سوره شريفه كوثر را در شأن ايشان نازل كرده و به عنوان خير كثير معرّفي فرموده است و در زيارات و روايات به عنوان «سيدة نساء العالمين» معرفي شده اند و پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله درباره ايشان فرموده است: «و اما إبنتي فاطمة فهي سيدة نساء العالمين من الاولين و الاخرين؛(17) و اما دخترم فاطمه پس اوست سيده تمام زنان عالميان از اولين و آخرين».

نمونه هاي ديگر

اگر از اين بانوان بزرگ و معروف كه به سر حد نهايي كمال رسيدند، صرف نظر كنيم، زنان ديگري وجود دارند كه به علم و فقاهت و فضيلت رسيده اند و تاريخ نام آنان را ثبت نموده و كتابهايي هم نظير «رياحين الشريعة» درباره آنان تأليف شده است، مانند: همسران و مادران امامان معصوم عليهم السلام، مثل: امّ فروه مادر امام صادق عليه السلام، امّ حميده مادر امام موسي عليه السلام و نجمه خاتون مادر امام رضا عليه السلام و نرجس خاتون مادر امام زمان ارواحنا فداه كه اين بزرگواران صاحب مقام معنوي و مقرب نزد خداوند و حاملان اولياي الهي بودند.

و يا دختران ائمه عليهم السلام، مانند: عليا مكرمه حضرت زينب كبري عليها السلام كه عقيله بني هاشم است و خواهر مكرمه اش عليا مخدره ام كلثوم. در عظمت و جلالت شأن حضرت زينب عليها السلام جمله معروف امام سجاد عليه السلام در كوفه بعد از خطبه معروف آن بانو كافي است كه فرمود: «يا عمه! … انت بحمدلله عالمة غير معلمة و فهمة غير مفهمة؛(18) اي عمه! تو بحمدلله دانشمندي هستي كه هيچ استادي نديده اي و انسان فهميده اي هستي كه كسي چيزي به تو تفهيم نكرده است».

از اين كلام نوراني استفاده مي شود كه حضرت زينب عليها السلام مقام بسيار والايي نزد خدا دارد؛ چون كسي كه عالمه غير معلمه است بايد يا معصوم باشد و يا هم رديف او كه علمش علم خدايي و بدون استاد باشد و همين گونه كسي مي تواند فهمه غير مفهمه باشد كه حقيقت جهان هستي و رمز و راز آفرينش را درك كرده باشد و از اين جمله است سرّ شهادت حضرت امام حسين عليه السلام؛ ولي شدت مصيبت و سوز شهادت امام او را وادار كرده است كه خطبه بخواند و ظالم را رسوا كند و بر مقصّران اتمام حجت نمايد و در همين رتبه است خواهر مكرمه اش ام كلثوم كه همكار و معين امام زين العابدين عليه السلام و خواهرش حضرت زينب عليها السلام بوده است و در جاي خودش داد سخن داده است و ستمكاران بني اميه و اتباع آنان را رسوا نموده است.

مقامات معنوي فاطمه معصومه عليها السلام

نمونه بسيار مهم از سلسله زنان به كمال رسيده، سيده جليله فاطمه معصومه عليها السلام دختر امام موسي كاظم عليه السلام است كه قبر شريفش مزار و مطاف ميليونها مسلمان شيعه است كه از اطراف بلاد اسلامي و كشورهاي مختلف به زيارت آن حضرت نايل مي شوند و از بركات قبر شريفش استفاده مي كنند. بايد گفت قلم و بيان و زبان عاجز است كه مقام والاي آن حضرت را بيان كند.

ما در اين نوشتار كوتاه بر آن شديم تا گوشه اي از مقامات معنوي و كمالات روحاني و فضايل نفساني آن بانوي بزرگ را بنويسيم تا شايد بتوانيم اندكي از حق بسياري كه آن حضرت بر عهده ما دارند، ادا كنيم؛ چون تمام مسلمانان و شيعيان خصوصاً ملت ايران و به خصوص اهل قم و مجاورين بارگاهش از وجود مبارك او و قبر مطهرش فيض مي برند و خداي متعال به بركت قبر منورش بلاها را از ملت مسلمان و شيعيان مرتفع كرده و مي كند، ان شاءالله.

صاحب «ناسخ التواريخ» درباره ايشان مي گويد: حضرت فاطمه معصومه عليها السلام حضرت ولية الله تعالي و صفّيه خاتون خلق جهان و ناموس خداوند عالميان، عابده زاهده متقيه عارفه كامله مستوره مخدره معصومه فاطمه دختر حضرت موسي بن جعفر كاظم عليهما السلام را مقامي و منزلتي متعالي و شأني رفيع و مكاني عظيم است كه خداوند عطايش فرموده است».

سپس مي گويد:«موسي بن جعفر عليهما السلام را به قولي چهار دختر فاطمه نام داشت: كبري و وسطي و صغري و اخري؛ اما مشخص نيست كه صاحب ترجمه كبري است يا صغري و يا وسطي، اما از حيث شأن و مقام جليل، البته كبري است و مخدره عظمي است؛ چنان كه لقب شريف اين مخدره، معصومه بر اين معني دلالت دارد».(19)

شهرت عظمت و جلالت قدر اين مكرمه معظمه، علاوه در نزد محدثان و مورخان و سيره نويسان، تمام جهان اسلام را پر كرده و مطلبي است كه جملگي بر آن اتفاق نظر دارند، خود اين جانب در مكه مكرمه و مدينه منوره ديدم مسلمانان عرب زبان وقتي نام مقدس قم را مي شنيدند، مي گفتند: در آن شهر قبر مطهر حضرت معصومه عليها السلام است و آرزوي زيارتش مي كردند و شگفت اين بود كه نام اصلي ايشان كه فاطمه است را نمي بردند، بلكه ايشان را به نام معصومه مي شناختند كه خود اين دلالت بر عظمت اين بانو دارد.


بيان دلايل مقامات معنوي فاطمه معصومه عليها السلام

۱. محدثه بودن آن حضرت

شكي نيست كه اولين عامل سعادت و كمال انسان و موجب قرب او به خداوند متعال، علم و معرفت است، به خصوص علم و معرفت به خداي متعال؛ زيرا علم و معرفت شرط لازم براي ايمان به خداوند است. اميرالمؤمنين عليه السلام مي فرمايد: «اول الدين معرفته؛(20) اولين مرتبه در دين شناخت خداوند است».

اين مقام بزرگ به طور كامل در انبياي الهي و بعد در وجود امام و فرزندان آنان و از آن جمله در وجود فرزندان ائمه عليهم السلام موجود است.

سيده جليله كريمه اهل بيت فاطمه معصومه عليها السلام است كه در دامان پدر بزرگواري، مانند امام موسي بن جعفر عليهما السلام تربيت شده و در سايه برادري، مانند امام علي بن موسي الرضا عليهما السلام ادامه زندگي داده و قطعاً معرفت در وجود آن حضرت در حدّ بسيار بالايي وجود داشته است. علاوه بر مسأله خانوادگي، موضوع محدثه بودن ايشان است كه دليل بر بزرگي مقام معرفت آن حضرت است؛ زيرا محدثه بودن علامت عالم بودن است. اگرچه احاديث زيادي در اين زمينه در دست نيست، ولي خوشبختانه نمونه اي براي شناخت مقام علم و فضيلت آن حضرت در دست است.

قاضي نور الله شوشتري شهيد رضوان الله عليه در كتاب نفيس «احقاق الحق» از كتاب ارجح المطالباز بكر بن احمد القصري نقل مي كند كه: «قال: حدثنا فاطمة بنت علي بن موسي الرضا، قالت: حدثتني فاطمة و زينب و ام كلثوم بنات موسي الكاظم، قلن: حدثتنا فاطمة بنت جعفر بن محمد الصادق، قالت: حدثتني فاطمة و سكينة ابنتا الحسين بن علي عن ام كلثوم بنت فاطمة بنت النبي صلي الله عليه و آله عن النبي صلي الله عليه و آله يوم غدير خم، قال: من كنت مولاه فعلي مولاه. اخرجه الحافظ ابو موسي المديني في كتابه المسلسل بالاسماء و نيز گفته است اين حديث مسلسل است چون هر يك از اين فواطم از عمه خودشان روايت كرده اند».(21)

و نيز حافظ شمس الدين محمد بن جزري شافعي متوفاي 813 ه . ق. به همين سند نقل كرده است و اضافه اي دارد: « … انسيتم قول رسول الله صلي الله عليهو آله يوم غدير خم من كنت مولاه فعلي مولاه و قوله انت مني بمنزلة هارون من موسي عليهما السلام». (22)

در حديث ديگر، شيخ صدوق با سند متصل از حسن بن يزيد نقل كرده: «عن فاطمة بنت موسي جعفر عليه السلام عن عمر بن علي بن الحسين عن فاطمة بنت الحسين عليه السلام عن اسماء بنت ابي بكر عن صفية بنت عبد المطلب قالت لما سقط الحسين عليه السلام عن بطن فاطمة امه و كنت وليتها قال النبي صلي الله عليه و آله يا عمة هلمي اليّ ابني فقلت يا رسول الله انا لم نظفه بعد فقال صلي الله عليه و آله يا عمة أ انت تنظفه ان الله تبارك و تعالي قد نظفه و طهره».(23)

شيخ صدوق از فاطمه دختر موسي بن جعفر عليه السلام از يكي از فرزندان امام سجاد عليه السلام به نام عمر از فاطمه دختر امام حسين عليه السلام از اسماء دختر ابي بكر از صفيه دختر عبدالمطلب عمه پيامبر كه گفت من قابلگي امام حسين را برعهده داشتم. وقتي امام حسين عليه السلام از مادر متولد شدند، پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: عمه جان! فرزندم را بياور! در جواب گفتم: هنوز او را پاكيزه نكردم. پيامبر فرمودند: اي عمه! آيا تو او را پاكيزه مي كني؟ نه خداوند او را پاكيزه كرده است.

از اين چند روايت، مقام بلند علمي و فضيلت و معرفت حضرت فاطمه معصومه عليها السلام به طور روشن استفاده مي شود؛ زيرا عنوان محدثه بودن و مخصوصاً شهرت آن بين اصحاب حديث، عالمه بودن ايشان را ثابت مي كند.

بدون مناسبت نخواهد بود كه شهر مقدس قم در طول تاريخ هميشه مأوا و مسكن عالمان و فقيهان و محدثان بسيار بزرگي همانند اشعريان و ابن قولويه و صدوقين و ديگران بوده است و خصوصاً اين زمان كه حوزه با بركت و با عظمت علميه قم در كنار قبر مقدس آن حضرت بر قرار گشته و باغبان اخير آن مرحوم آية الله العظمي حائري يزدي و آية الله العظمي بروجردي و امام خميني و ديگران بوده اند و هم اكنون دنياي اسلام، بلكه ديگران از فيض و نورانيت اين حوزه استفاده مي كنند و علم و دانش از قم بر ساير بلاد مي رود و تمام اينها از بركات قبر مطهر كريمه اهل بيت عليهم السلام است و اين مكانت فرهنگي قم در اين زمان و ساير اعصار گذشته از اين بانوي بزرگ توان مي گيرد.

مرحوم حاج شيخ عباس قمي(ره) مي گويد: «بدان كه چنان كه از بعضي از مشايخ خود شنيدم مرحوم ملا صدرا به واسطه بعضي از ابتلائات از مقام خود به شيراز مهاجرت كرد به دارالايمان قم كه عش آل محمد و حرم اهل بيت عليهم السلام است و به حكم «اذا عمت الفتن و البلايا فعليكم بقم و حواليها و نواحيها فان البلايا مدفوع عنها» التجا برد به قريه اي از قراي قم كه در چهار فرسخي قم واقع است موسوم به كهك كفرس و گاه گاهي كه بعضي از مطالب علميّه بر او مشكل مي شد، از كهك به زيارت سيد جليله فاطمه معصومه بنت موسي بن جعفرعليهم السلام مشرف مي شده و از آن حرم مطهر فيض آثار بر او افاضه مي شده است».(24)


۲. ايمان و عمل صالح

بدون شك اصلي ترين عامل سعادت و كمال انسان و قرب او به خداي متعال ايمان محكم به ذات مقدس الهي و عمل خالص و شايسته به دستورات اوست و همان گونه كه گفته شد در اين جهت بين مردان و زنان فرقي وجود ندارد. خداوند حيات طيّبه را مرهون ايمان و عمل صالح كرده است و در سوره نحل فرموده است: «من عمل صالحاً من ذكر او انثي و هو مؤمن فلنحيينه حياة طيّبة و لنجزينهم باحسن ما كانو يعملون».(25)

فاطمه معصومه عليها السلام از جمله زناني است كه در اين جهت، گوي سبقت را از ديگران ربوده است؛ چرا چنين نباشد كه با استعداد ذاتي در تحت تعليم و تربيت دو امام بزرگوار، يعني پدر آن حضرت، امام موسي بن جعفر عليهما السلام و برادرش عالم آل محمد امام رضا عليه السلام بوده است و از خانداني است كه اصل شجره طيّبه هستند و جمله بلندي كه در زيارت آن حضرت آمده است: «فانّ لك عند الله شأناً من الشأن» شاهد اين مدعاست و اين شأن و مرتبت عظيم مرهون ايمان و عمل صالح است. كسي كه خود به مقام قرب الي الله و ايمان و عمل صالح نرسيده باشد، ديگري نمي تواند از راه دوستي او به خدا تقرب حاصل كند.

در زيارت آن بزرگوار مي خوانيم: «اتقرب الي الله بحبكم و البرائة من اعدائكم و التسليم الي الله راضياً غير منكر و لا مستكبر؛(26) تقرب مي جويم به درگاه خداوند به واسطه دوستي با شما و بيزاري از دشمنان شما و تسليم شدن در برابر اوامر الهي، در حالي كه راضي به رضاي الهي و بدون انكار و استكبار هستم». و اين اوصاف اوصاف بندگان خالص خداي متعال است.


۳. فضيلت زيارت آن حضرت

از دلايل روشن بر مقامات بلند معنوي حضرت فاطمه معصومه عليها السلام رواياتي است كه در فضيلت و اهميت زيارت آن حضرت رسيده است.

1. روايتي است كه شيخ صدوق در كتاب «ثواب الاعمال» و «عيون اخبار الرضا عليه السلام» با سند معتبر از امام رضا عليه السلام روايت كرده است كه «سعد بن سعد اشعري مي گويد: از امام رضا عليه السلام درباره فاطمه دختر امام موسي عليه السلام سؤال كردم. فرمودند: هر كس او را زيارت كند، براي او بهشت است».(27) و همين روايت را ابن قولويه در كتاب «كامل الزيارات» روايت كرده است.(28)

2. امام جواد عليه السلام فرمودند: «من زار عمتي بقم فله الجنة؛(29) هر كس عمه ام را در شهر قم زيارت كند، براي او بهشت است».

3. سعد قمي از امام رضا عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «اي سعد، نزد شماست براي ما خانواده قبر بزرگي. گفتم: فدايت شوم! قبر فاطمه دختر امام موسي را مي فرماييد؟ فرمود: آري، هر كس او را زيارت كند و عارف به حق او باشد، براي اوست بهشت. هر گاه به قبر او برسي، بالاي سرش، رو به قبله بايست و سي و چهار مرتبه الله اكبر و سي و سه مرتبه سبحان الله و سي و سه مرتبه الحمدلله بگو! آن گاه او را به اين نحو زيارت كن: السلام علي آدم صفوة الله تا آخر زيارت».(30)

4. علامه مجلسي از تاريخ قم نقل كرده است از امام صادق عليه السلام كه فرمودند: «انّ لله حرما و هو مكّة و لرسوله حرما و هو المدينة و لاميرالمؤمنين حرما و هو الكوفة و لنا حرما و هو قم و ستدفن فيه امرأة من ولدي تسمي فاطمة من زارها وجبت له الجنّة قال عليه السلام ذلك و لم تحمل بموسي امّه؛(31) براي خدا حرمي است و آن مكه است و براي پيامبر صلي الله عليه و آله حرمي است و آن مدينه است و براي امير المؤمنين عليه السلام حرمي است و آن كوفه است و براي ما اهل بيت حرمي است و آن قم است و زود باشد دفن شود در آن زني از فرزندان من كه اسم او فاطمه است. هر كس او را زيارت كند و در حق او عارف باشد، بهشت براي او واجب است. و اين خبر را زماني امام صادق عليه السلام فرموده كه هنوز مادرش به او حامله نشده بود».

قطعاً براي زيارت انسانهاي عادي بهشت واجب نمي شود و آن هم از سه امام معصوم به همين مضمون باشد. از اين روايات صحيح و معتبر كه در فضيلت زيارت آن جناب رسيده، به روشني استفاده مي شود كه مقامات معنوي فاطمه معصومه عليها السلام همان مقامات بندگان حقيقي و خالص خداوند است نظير مقاماتي كه اولياي معصوم الهي دارند.


۴. مقام عظماي شفاعت

از اموري كه دلالت مي كند بر علّو مقام و مرتبت بسيار بلند آن حضرت نزد خداوند متعال و اينكه ايشان در مرتبه معصومين عليهم السلام است، اين است كه خداوند مقام شفاعت را به آن حضرت كرامت كرده است كه تمام شيعيان به شفاعت ايشان وارد بهشت و كرامت الهي مي شوند.

محدث قمي رحمه الله در شرح حال آن حضرت به نقل از كتاب «مجالس المؤمنين» قاضي نورالله شوشتري شهيد روايت كرده كه امام صادق فرمودند: «از براي خدا حرمي است و آن مكه مكرمه است و از براي رسول خدا صلي الله عليه و آله حرمي است و آن مدينه است و از براي اميرالمؤمنين عليه السلام حرمي است و آن كوفه است. آگاه باش كه حرم من و حرم اولاد من در قم است. آگاه باش قم كوفه صغيره است و همانا براي بهشت هشت در است كه سه در آنها به سوي قم باز مي شود و وفات كند در قم زني كه از اولاد من است. نام او فاطمه دختر موسي بن جعفر عليهما السلام است كه داخل بهشت مي شوند به سبب شفاعت او جميع شيعيان من در بهشت».(32)

و نيز بر مقام شفاعت آن حضرت دلالت مي كند آن جمله شريفه اي كه در زيارت نامه آن حضرت رسيده است كه زائر از ايشان درخواست مي كند: «يا فاطمة اشفعي لي في الجنّة فانّ لك عند الله شأنا من الشأن؛(33) اي فاطمه! براي من شفاعت كن در بهشت؛ زيرا براي توست در نزد خداوند مقام بسيار بزرگ و با عظمت». كلمه شأن براي تفخيم و عظمت آن حضرت آمده است.

بايد گفت مقام منيع شفاعت خصوصاً شفاعت گسترده اي كه تمام شيعيان از اولين و آخرين از آن بهره مند شوند، مقامي نيست كه به همه كس جز معصومين عليهم السلام داده شود. بلكه اين مقام كه خداوند منان به اين بانوي بزرگ عنايت كرده است، مقام ويژه اي است و غير از شفاعتي است كه ممكن است بعضي از مؤمنان راستين داراي شفاعت محدودي باشند. دليل بر اين مطلب اين است كه در روايت سابق آمده است كه تمام شيعيان به شفاعت او وارد بهشت مي شوند، نه يك عده خاصي از آنها و نيز دلالت بر اين مطلب دارد جمله اي كه در زيارت آن حضرت رسيده است.


۵. وجود فضايل نفساني و ملكات فاضله

از ديگر دلايل عظمت روحي و مقامات معنوي و اينكه آن بزرگوار از جمله مقربين است، وجود اخلاق حسنه و صفات جميله، مانند: صبر و تحمل و استقامت در راه خدا و رضا به رضاي الهي و تسليم در مقابل قضا و قدر الهي است كه ايشان در طول عمر كوتاه خود به اين صفات و نظائر آنها مشهور بوده اند.

در ابتدا، همه فرزندان شريف امام موسي عليه السلام به ظلمها و فشارهايي مبتلا شدند كه از ناحيه دشمنان، مانند: خلفاي بني عباس بر آنان وارد شد و مهم تر از همه زنداني شدن امام موسي عليه السلام توسط هارون در مدت طولاني است كه همه فرزندان آن حضرت از فراق و دوري و مصيبت پدرشان در رنج شديد بودند.و از همه بالاتر مصيبت شهادت آن حضرت در زندان بغداد توسط عمال هارون الرشيد است و بعد از آن، حكومت فرزندش مأمون است كه بسيار شخص زيرك و شيطاني بوده است و در زمان او فرزندان موسي بن جعفر عليهما السلام تبعيد و در بلاد اسلامي منتشر شدند و عده زيادي به شهادت رسيدند، مانند: احمد بن موسي شاه چراغ عليه السلام و برادران و برادرزادگان آن حضرت كه هر كدام داستان غم انگيزي دارند.

و از مصايب مهم، هجرت اجباري بزرگ اين خاندان، امام رضا عليه السلام بوده است كه هر يك از اين امور براي حضرت معصومه عليها السلام و فرزندان موسي بن جعفر عليهم السلام طاقت فرسا بوده است كه آن بزرگواران به جان خريدند و براي رضاي خدا صبر پيشه كردند و با اين كار عظمت روحي و جلالت قدر اولاد امام كاظم عليه السلام براي همگان روشن گرديد. و با تلاشهاي خود و مجاهدتهاي طاقت فرسا حقيقت اسلام و مذهب شيعه اماميه را حفظ و حراست كردند و شاهد آن هجرت مهم و غريبانه و ارتحال حضرت معصومه عليها السلام در شهر مقدس قم است كه نشان دهنده فضايل نفساني وصبر و استقامت آن مخدره جليله است كه به اختصار يادآوري مي كنيم.

گرچه بر حسب ظاهر اين هجرت به منظور ديدار با برادرش امام علي بن موسي الرضا عليه السلام كه حتماً با عده اي از برادران و محارم صورت گرفته است، اما مي تواند جنبه هاي سياسي هم بر اين هجرت مترتب بوده باشد و مي تواند از يك جهت، به منظور پشتيباني از ولايت عهدي امام رضا عليه السلام باشد و از جهت ديگر، افشاي مكر و خدعه مأمون باشد؛ ولي قضا و قدر الهي بر اين تعلق گرفته بود كه آن بزرگوار در بين راه به عالم ملكوت ارتحال كند و به ديدار برادر نايل نيايد؛ چنان كه نقل شده از امام رضا عليه السلام كه به حضرت فاطمه معصومه عليها السلام خبر داده بودند كه «تو قصد خراسان مي كني، لكن در ساوه كه مي رسي مريض خواهي شد و در قم وفات خواهي كرد».(34)


سبب آمدن حضرت فاطمه معصومه عليها السلام به قم

علامه مجلسي از تاريخ قم نقل كرده است و او از مشايخ اهل قم روايت كرده است كه «چون مأمون حضرت امام رضا عليه السلام را در سال دويست هجري از مدينه به مرو طلبيد، يك سال بعد از آن خواهرش حضرت فاطمه معصومه عليها السلام به جهت اشتياق ملاقات برادرش از مدينه به جانب مرو حركت كرد. وقتي كه به ساوه رسيد، مريضه شد. پرسيد كه از اينجا تا قم چه مقدار مسافت است؟ گفتند: ده فرسخ است. پس به خادم خود دستور داد: مرا به جانب قم ببر! پس آن حضرت را به قم آوردند و در خانه موسي بن خزرج بن سعد فرود آوردند و قول صحيح آن است كه چون خبر آمدن آن مخدره به آل سعد رسيد، همگي متفق شدند كه به قصد آن حضرت بيرون روند و از آن حضرت درخواست نمايند تا به قم بيايند. پس در ميان همه موسي بن خزرج بر اين امر تقدم جست. همين كه به خدمت آن مكرمه رسيد، مهار ناقه آن حضرت را گرفت و كشيد تا وارد قم ساخت و در خانه خود آن سيده جليله را منزل داد. پس آن حضرت مدت هفده روز در دنيا مكث نمود و به رحمت ايزدي پيوست. پس او را غسل دادند و كفن نمودند و در ارض بابلان كه امروز روضه مقدسه آن جناب است و ملك موسي بن خزرج بوده، به خاك سپردند».(35)


نتيجه اين تلاشها و مجاهدتها و ملكات فاضله

صاحب تاريخ قم گويد كه «حديث كرد مرا حسين بن علي بن بابويه از محمد بن الوليد كه چون فاطمه معصومه عليها السلام وفات كرد، او را غسل دادند و كفن كردند و حركت دادند او را و بردند به بابلان و گذاشتند او را نزديك سردابي كه براي او كنده بودند. پس آل سعد با هم گفتگو كردند كه كيست داخل سرداب شود و جنازه بي بي را دفن نمايد. بعد از گفتگو رأي ايشان بر آن قرار گرفت كه خادمي بود براي ايشان كه در نهايت پيري، و نامش قادر بود و مرد صالحي بوده، او متصدي دفن شود. چون فرستادند عقب آن شيخ صالح، ديدند دو نفر سوار كه دهان خود را بسته بودند به لثام به تعجيل تمام از جانب رمله يعني ريگزار پيدا شدند و نماز بر آن مخدره خواندند و داخل سرداب شدند و او را دفن كردند و بيرون آمدند و سوار شدند و رفتند و كسي نفهميد كه اينان چه كسي بودند».(36)

اين جريان نشان دهنده اوج كمال و تقرب آن حضرت به خداوند متعال است؛ چون اين سيده جليله كه در شهر غربت از دنيا رفته و محرمي نداشته است كه او را به خاك بسپارد، خداوند متعال كساني كه محرم بوده اند، فرستاد تا او را با اين جلالت وعظمت دفن كنند و بر او نماز بخوانند و لذا احتمال قوي دارد حضرت رضا و حضرت جواد الائمه عليهما السلام با طي الارض آمدند و ايشان را دفن كردند.

و نيز اين جريان كه صاحب تاريخ قم از طريق صحيح نقل كرده است، از نوادر تاريخ است. بايد گفت حضرت فاطمه معصومه عليها السلام نمونه اي از صاحبان عصمت است، مانند امامان معصوم كه متكفل دفن و نماز آنان حجّتهاي الهي بوده اند. آن سيده جليله هم اين گونه بوده است و جاي تعجّب نيست؛ زيرا آن حضرت، فاطمه دوم است و نمونه كاملي از جده اش فاطمه زهرا عليها السلام دختر بزرگوار پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله است كه عالي ترين مقام عصمت را داراست و لذا ملقب شده به فاطمه معصومه عليها السلام؛ چنان كه درباره ايشان روايت شده است كه امام رضا عليه السلام فرموده است: «من زار المعصومة بقم كمن زارني؛(37) هر كس معصومه را در قم زيارت كند، مرا زيارت كرده است

شهرت آن سيده جليله به لقب معصومه در ميان مسلمانان و اهل تاريخ و حديث بي جهت نيست، بلكه متناسب با مقام بلند عصمت است كه آن بانوي بزرگ تاريخ دارا بوده است و هيچ گونه تعجبي در مطلب نيست؛ چون در جاي خودش ثابت شده است كه مقام عصمت اختصاصي به پيامبر و امام ندارد، بلكه مردان و زنان ديگري هم به اين مقام بلند نايل آمده اند، مانند: حضرت مريم عليها السلام كه خداوند شهادت به طهارت او داده است؛ چون همان گونه كه گذشت، ملاك تقرب انسان است به مقام قرب الهي و رعايت تمام احكام و دستورات خداي متعال كه از راه رياضت و مجاهدت در راه خدا به دست مي آيد.

و اين بانوي بزرگ اسلام نمونه كامل زهد و تقوي و عفاف و عبادت و دعا و راز و نياز با خداوند متعال بوده است. حتي دوران كوتاهي كه در قم در حال حيات بوده اند، عبادت او زبان زد عام و خاص است و محراب عبادت ايشان در خانه موسي بن خزرج كه در محله ميدان مير واقع است، شاهدي است بر اين مدعي كه بعد از چند قرن مورد طواف و زيارت ارادتمندان اهل بيت عليهم السلام است، در حالي كه مدت اقامت ايشان در قم هفده روز يا شانزده روز بيشتر نبوده است و در اين مدت عليله و مريضه بودند و مشغول معالجه و مداوا بودند و گفته اند مرد مؤمن عطاري داروهاي حضرت فاطمه معصومه عليها السلام را مجّاني مي داده است.

يكي از علماي قم حكايت نمود از «عمدة العلماء» شيخ محمد حسن قمي كه «در محله چهارمردان بوده است كه او نقل نموده كه در قبرستان علي بن جعفر سنگ تاريخي پيدا شده بود و بر روي آن سنگ نوشته شده بود: اين سنگ تاريخ آن عطاري است كه داروهاي دختر موسي بن جعفر را مجاناً داده است».(38)

خلاصه با وجود آنكه آن مخدره عليله و بيمار بوده، مشغول عبادت پروردگار عالم بوده و محراب عبادتش در قم تا امروز موجود است و به همين حالت مشغول عبادت بود تا آن وقتي كه نداي «يا ايتها النفس المطمئنة» را اجابت نمود و دار فاني را وداع گفت و آخرالامر اميد آن مظلومه معصومه مبدل به نااميدي شد و به وصال برادر نرسيد و در شهر غربت با دلي پر از غم و غصه وفات نمود.(39)


علت ازدواج نكردن حضرت معصومه عليها السلام

اگر چه امر ازدواج در اسلام امري مهم و مستحب مؤكد است و يا واجب، امادر ازدواج مراعات كفائت هم شرط است. اگر در شرح حال آن مخدره آمده است كه ايشان شوهر اختيار نكردند، علت آن اين است كه در ميان شيعيان و فرزندان رسول خدا صلي الله عليه و آله و سادات كفوي و همتايي براي آن بزرگوار به هم نرسيده است.

در تاريخ قم آمده است كه «چنين رسيده است كه رضائيه دختران خود را به شوهر نمي دادند؛ زيرا كسي را كه همسر و كفو ايشان بود، نمي يافتند و حضرت موسي بن جعفر عليه السلام داراي بيست و يك دختر بوده است هيچ يك شوهر نكرده اند و اين مطلب در ميان ايشان عادت شده بود و محمد بن علي بن موسي الرضا عليهم السلام در شهر مدينه ده ده وقف كرده است بر دختران و خواهران خود كه شوهر نكرده اند و از ارتفاعات آن ده ها نصيب و قسط رضائيه اي كه در قم ساكن بوده اند، از مدينه جهت ايشان مي فرستادند».(40)


۶. كرامات باهره آن حضرت

يكي ديگر از دلايل مقامات بلند معنوي حضرت فاطمه معصومه عليها السلام بروز كرامات باهره اي است كه از سيده جليله صادر شده است و اين كرامات بسيار است و هر ساله از آن حضرت بروز مي كند و اين امري است كه جاي انكار ندارد و به حدّ تواتر رسيده است. ما در اينجا به عنوان نمونه يك داستان را مي آوريم. يكي از خدّام آستانه مباركه به نام آقاي سيد حسين فرزند مرحوم آقا سيد صفي چنين نقل كرد كه «عموي من ميرزا اسد الله بعد از آنكه پاي او شقاقلوس بود، به حدي كه انگشت هاي او سياه شده بود و اطبا از معالجه او عاجز شده بودند و جراحان اتفاق بر اين مطلب كرده بودند كه بايد پاي او را بريد كه مرض بالاتر نرود و بنا گذارده بودند فردا پاي عموي مرا ببرند تا آنكه خود ميرزا اسدالله گفته بود حالا كه بنا شده فردا پاي مرا ببرند، پس امشب مرا ببريد در حرم دختر موسي بن جعفر عليهما السلام بگذاريد. غلامي بود مبارك نام داشت او را به دوش كشيد. او را برد وسط حرم مطهر حضرت معصومه عليها السلام گذارد و خدّام درب حرم را بستند و در پاي ضريح بنا كرد از درد ناليدن و فرياد زدن؛ به حدي كه بعضي از خدام كه پشت در بودند، خواب نرفتند. آنها از درد و ناله او تا نزديك صبح صادق متأثر بودند. خدامي كه پشت درب حرم بودند، ديدند كه ميرزا اسدالله صدا مي زند و مي گويد: درب حرم را باز كنيد كه حضرت مرا شفا داده است. خدام برخاستند و در حرم را باز كردند، ديدند كه ميرزا اسد الله خوشحال و خندان است. او گفت: در عالم خواب ديدم زن مجلله اي آمد به نزد من و فرمود: چه مي شود تو را؟ عرض كردم كه اين مرض پاي مرا گرفته و مرا عاجز كرده يا شفا و يا مرگ از خدا مي خواهم. آن زن مجلله گوشه مقنعه خود را بر روي پاي من چندين دفعه ماليد و فرمودند: شفا داديم تو را. عرض كردم: شما كيستيد؟ فرمود: مرا نمي شناسي و حال آنكه نوكري مرا مي كني! من فاطمه دختر موسي بن جعفر مي باشم. بعد از بيدار شدن، قدري پنبه ديده بود در نزد خود. آن پنبه را برداشته بود و به هر مريضي ذره اي از آن پنبه مي داد كه بمالد به موضع درد، شفا مي يافت و آن پنبه در خانه بود تا آن وقتي كه سيلاب آمد آن را خراب كرد، آن پنبه از بين رفت و ديگر او را پيدا نكرديم».(41)

روشن است كه اين يك نمونه اي است از صدها كرامات آن مخدره كه در هر زمان و در هر سال از آن بزرگ صادر مي شود و هيچ كس در آن شكي ندارد و در مقام استقصاي آنها نيستيم؛ چون خود يك مقاله مستقلي را مي طلبد. فقط منظور ما اين است كه كسي كه اين معجزات و كرامات از او صادر شود، قطعاً از اولياي خدا و صاحب مقامات عاليه معنوي در حدّ معصومين است كه در اثر قرب الهي دعاي او مستجاب است و خداي متعال او را واسطه فيض خود قرار داده است؛ همان گونه اي كه امامان ما عليهم السلام اين چنين بودند و از جمله اين بزرگان حضرت فاطمه معصومه عليها السلام دختر امام موسي بن جعفر عليهما السلام است كه تمام شيعيان عالم خاصه شيعيان ايران و بالاخص ساكنين جوار قبرش از فيض او بهره هاي فراواني برده و مي برند. خداوند ما را قدردان زيارت آن حضرت قرار دهد و از شفاعت او و اجدادش محروم نفرمايد! و الحمدلله اولا و آخراً.

علي محامد يزدي

پي نوشت:


1) سوره شوري: 42، آيه 23.
2) المحجة البيضاء» ملا محسن فيض كاشاني، ج 8، ص 5.
3) مفاتيح الجنان» زيارت عاشورا.
4) همان، زيارت حضرت معصومه عليها السلام.
5) همان، زيارت عاشورا.
6) شفاء الصدور في شرح زيارت العاشورا» ميرزا ابوالفضل تهراني، ص 213.
7) دلائل الامامة» محمد بن جرير الطبري، ص 209.
8) ر.ك: «وسيلة المعصومية» مير ابوطالب حسيني، ص 65.
9) تاريخ قم» ص 221.
10) سوره قمر: 54، آيه 54 و 55.
11) سوره نحل: 16، آيه 97.
12) سوره آل عمران: 3، آيه 42.
13) سوره تحريم: 66،آيه 11.
14) ر.ك: «مجمع البيان» فضل بن حسن طبرسي، ج 10، ص 319.
15) بحار الانوار» ج 8، ص 178.
16) مجمع البيان» ج 10، ص 320.
17) بحار الانوار» ج 37، ص 84.
18) همان، ج 45، ص 164.
19) ناسخ التواريخ» ج 7، ص 336.
20) نهج البلاغة» خطبه 1.
21) احقاق الحق» ج 6، ص 282.
22) همان.
23) الامالي» شيخ صدوق، ص 82.
24) الفوائد الرضوية» شيخ عباس قمي، ص 379.
25) سوره نحل: 16، آيه 97.
26) مفاتيح الجنان» زيارت حضرت معصومه عليها السلام.
27) بحار الانوار» ج 102، ص 265؛ «عيون اخبار الرضا عليه السلام» ج 2، ص 267؛ «ثواب الاعمال» ص 89.
28) كامل الزيارات» ص 324.
29) همان مصادر.
30) بحار الانوار» ج 102، ص 266.
31) همان، ص 267.
32) منتهي الآمال» شيخ عباس قمي، ج 2، ص 243.
33) مفاتيح الجنان» زيارت حضرت معصومه عليها السلام.
34) انوار المشعشعين» شيخ حسين نائيني كچوئي، ج 2، ص 276.
35) منتهي الآمال» ج 2، ص 242.
36) همان.
37) رياحين الشريعة» شيخ ذبيح الله محلاتي، ج 5، ص 35.
38) انوار المشعشعين» ج 2، ص 277.
39) همان.
40) منتهي الآمال» ج 2، ص 243، به نقل از «تاريخ قم» ص 221.
41) انوار المشعشعين» ج 2، ص 503.